بیچاره ما دانشجو ها!

blogging
!To blog or not to blog
مهر ۲۲, ۱۳۹۲
کوله پشتی سال ۹۳
کوله پشتی سال ۹۳
اسفند ۲۹, ۱۳۹۲

بیچاره ما دانشجو ها!

breaking-bad

قبل از هر چیزی بگم برای اینکه ربط عکس بالا رو با متنی که می خونید بفهمید لازمه سریال بریکینگ بد رو ببینید! توصیه شده!

.مکالمه نیم ساعتی امشب من با یکی از دوستانم در دانشگاه بیرجند بهانه نوشتن این مطلب رو به من داد

دوستان همه ما دانشجو بوده یا هستیم و همه شما بهتر از من در جریان وضعیت موجود در دانشگاه های ما هستید.متاسفانه اون قدر دانشگاه های ما حواشی داره که  مسئله تربیت نیروی متخصص و فنی فراموش شده. چند نفر از دانشجویان ما بعد از فارغ التحصیلی توانایی شروع یک کسب و کار مرتبط در رشتشون رو دارن؟ یا اصلا چند نفر رغبت همچین کاری رو دارن؟

.نمی خوام بحث را باز کنم و انگیزه های جامعه شناختی و اقتصادی یا سیاسی و… رو وارد این قضیه کنم بحث من این بار در رابطه با جو علمی کشور هست

۷۰ درصد جمعیت کشور ما رو جوانان تشکیل می دن. این یعنی یه آمار فوق العاده برای کشوری که بخواد استفاده کنه. وزارت علوم هم در تمام دانشگاه ها رو باز گذاشته و الان ما شاهد این هستیم که حتی در مقطع دکتری دانشگاه آزاد هم تکمیل ظرفیت اعلام می شه! قطعا تحصیلات تکمیلی و ازادی اون چیز بدی نیست اما تبعات بسیار خطرناکی داره.
الان تعداد بسیار زیادی از دانشجویان پسر ما قصدشون از ورود به دانشگاه فرار از سربازی هست. با خودشون می گن چهار سال درس می خونم یه تخصصی هم کسب می کنم بعد خدا بزرگه سربازیم هم راحت تره چون لیسانسه هستم.اما دل غافل از تخصص. بعد چهار سال می فهمن از دانشگاه ازاد نمی دونم کدوم شهر یا حتی دانشگاه دولتی فلان شهر هیچ چیز عایدشون نمی شه که هیچ بلکه چهار سال عمرشون رو تلف کردن.الان هم که فارغ التحصیل شدن هیچ کاری براشون نیست. من از خیلی ها که از نظام آموزشی دیگر کشور ها خبر دارن شنیدم که اون جا برای هر دانشجوی فارغ التحصیل یک کار در نظر گرفته شده حتی قبل از اینکه وارد دانشگاه بشه.
اون موقع این دوست بیچاره ما توی دو راهی قرار می گیره: حالا که لیسانس گرفتم چی کار کنم؟ برم سربازی؟ برم فوق بخونم؟ برم کار کنم؟ اخه من که کاری بلد نیستم! بیچاره حق هم داره تو دانشگاه چیزی یادش ندادن. وقتی استادت حتی با یه نرم افزار برنامه نویسی کار نکرده یا باباش  یه دانشگاه دیگه یه پستی داشته یا کلاسای ۸ صبحشو کنسل می کنه که بخوابه یا حتی می ترسی بری ازش یه سوال بپرسی این دوست خوبمون واقعا  راست می گه مظلوم واقع شده.همه که این قدر جربزه ندارن برن جداگانه کار یاد بگیرن اینا به همین دانشگاه دل خوش کردن. خیلی ها می رن فوق لیسانس می گن بزار دو سال دیگه هم از از سربازی فرار کنم تازه بعدشم فوق گرفتم.فوقو که می گیره می بینه همون اش و همون کاسه.این دوست خوبمون می گه من که فوق گرفتم بزار کاری که بلد نیستم  می رم تو یه دانشگاه  پیام نوری یا ازادی یا حتی دولتی استاد می شم.این دوست خوبمون می شه استاد همون بچه هایی که ۶ سال بعد با امید پاشونو تو دانشگاه می زارن.به هدفشم رسیده همه بهش می گن استاد از سربازی هم فرار کرده الان می شه سرباز استاد!
متاسفانه و صد افسوس که این یکی از بهترین سناریو هایی هست که ممکنه اتفاق بیفته و چه جوونایی که بعد دانشگاه از سر اجبار نمی رن سوپر مارکت بزنن یا کافی شاپی، رستورانی چیزی و شاید خوش به حالشون! خودتون می تونید هزار تا سناریوی دیگه در بیارید لازم نیست من بیشتر روی این قضیه مانور بدم.
قصه دردناک جامعه علمی ما این می شه که هممون فوق یا دکتری داریم اما کسی چیزی بلد نیست یا اگر هم بلده کاری براش نیست.همه هم که کارافرین نیستن.اون موقع با مدرک فوق لیسانسه که به هر کاری تن نمی دیم. می گیم من ۶ سال درس خوندم که فلان بشم! نه امکان نداره.
به کی باید بگم که من از زبون بهترین استادای این کشور شنیدم که نمی دونن براچی دارن مقاله می نریسن؟
چرا در کشور ما پروژه های بزرگو به دانشگاه ها نمی دن.تا چند سال دیگه می خوایم کنفرنس بزاریم و راه های ادغام دانشگاه و صنعت رو بررسی کنیم؟ چرا ما فقط یک دانشگاه علم و صنعت در کشور داریم. خداشاهده اگه دانشجو ها حس کنن پروژه های بزرگی می تونن تو دانشگاه انجام بدن خیلی از مسائل کشور حل می شه.البته می دونن که چرا نمی شه چون استادشم اون موضوع رو بلد نیست و به اون حلقه اول بر می گرده.
الان بزرگترین پروژه های امریکا داره در دانشگاه ام ای تی با دست همون دانشجو ها حل می شه. اگه ما این کارو تو کشورمون پیاده کنیم کلی در هزینه های تحقیقاتی صرفه جویی می شه.
دانشجو مشتاق به تحقیق می شه. در اندک پروژه های بزرگ هم اشکالات خیلی بزرگی دیده می شه.بزارید یکم از جو دانشگاه خارج بشیم بریم تو محیط واقعی
این طرح اینترنت ملی یا سیستم عامل ملی یا انتی ویروس ملی یا … ملی چیزای خوبی هستن.اما چرا باید ۱۰ سال اجراش طول بکشه؟
اصلا ما بجز برای ادارات دولتی و مراکز مهم کشور چه نیازی برای تکرار مکررات داریم؟
وقتی گوگل بهترین مرور گر رو داره چرا باید یه پروژه ۱۰ ساله کشوری رو بدیم سر یه همچین قضیه ای؟این کار خیلی خوبه اگه یه شرکت خصوصی انجامش بده نه یه ارگان دولتی.
ما چه نیازی به فرستادن انسان به ماه داریم که باید این بزرگترین پروژه فضایی کشور در ۲۰ سال آینده باشه ؟ این کار به جز بار تبلیغاتی هیچ چیز نداره. انسان ۵۰ سال پیش به ماه فرود اومده یعنی اگه ما ۲۰ سال دیگه یه انسان به فضا بفرستیم ۷۰ سال از امریکا عقبیم.ملتی که تاریخ نخوانده باشد مجبور به تکراران خواهد شد. این همون کاری بود که شوروی داشت با امریکا می کرد. در جنگ سرد تمام ترین ها متعلق به شوروی هست. اولین موشک، اولین ماهواره، اولین انسان در فضا و … اما الان روسیه در صنعت فضایی جولوتره یا امریکا؟
فرق شوروی با ناسا این بود که تو امریکا بیشتر به یه برنامه بلند مدت تحقیقاتی فکر می کردن تا یه شوی تبلیغاتی. نتیجشم دیدن.
به جای اینکه الان توی کشور ما به پروژه های تحقیقاتی خارج از جو فکر کنیم بیشتر به دنبال نمایش تلوزیونی هستیم.برای ساخت یه ماشین لازم نیست چرخ رو از نو اختراع کرد.
اون قدر مشکلات زیاده که باید من چهار ماه بنویسم که تازه اون هم مشکلی رو حل نمی کنه!
دوستان  بهتره خودمون رو ناراحت نکنیم درکل دور هم هستیم تازه خوش هم می گذره! دیگه از این چی بهتر! این پست همش شد جو ناامیدی و انتقاد ولی مسائلی بود که باید گفته می شد. اگه عمری بود توی مطالب بعدی بیشتر حرفای خوب می زنیم!

محمد حسین محسنی
محمد حسین محسنی
هر از چند گاهی اینجا سر می زنم و افکارم رو می نویسم!

7 دیدگاه ها

  1. جوینده می‌گه:

    وبلاگ خودته. مجبور نیستی برای خوشامد بقیه حرفای خوب بزنی.
    هرجور خواستی حرف بزن، هرکی خواست میخونه، هرکی خواست نه.
    اصلا به کسی چه دربطی داره تو اینجا چی می نویسی؟ اصلا به تو چه ربطی داره بقیه چی دوست دارن؟ اصلا تو کی هستی که به جای بقیه تصمیم می گیری مرتیکه لا…. عو*some text missing*ون.
    اعصاب نمیذارن برا آدم! 😐
    بوس بوس. 😀

  2. پویا می‌گه:

    الان من متوجه نشدم ربط سریال بریکینگ بد با این متنی که نوشته بودی چیه؟
    منظورت اینه که همگی با هم بریم تو کار تولید شیشه؟!! :دی
    البته حق داری درآمدش خیلی زیاده ولی یه نکته رو در نظر بگیر.
    واسه شیشه به رنگ آبی رنگ والتر وایت خوب پول میدادن چون در صد خلوصش بالا بود.
    اینجا مطمئن باش واسه رنگ آبیش خوب پول میدن.

  3. نفس می‌گه:

    سلام من با حرفاتون موافقم بنظر من هم باید بعضی حرفا زده بشه حتی اگه ناراحت کننده باشه بالاخره ی واقعیته ک باید توسط ی نفر بیان بشه و اگه اون نفر ی جوان باشه همسن وسال تاثیرش بیشتر میشه

  4. زهیر خنیاگر می‌گه:

    واقعا که واقعیت رو گفتین … منم یکی از مشکلاتی که داشتم همین دانشگاه بود … بعد از اینکه یه سال برا کنکور وقت گذاشتم اومدم دانشگاه بعد دیدم اینجا هم واقعا خبری نیست اولش تو ذوقم خورد ولی با جدیت شروع کردم و الان توی زمینه طراحی وب دارم آموزش میبینم و تجربه جدید کسب میکنم … همچنین این استارتاپ ویکند زاهدان که با هم بودیم خیلی چیزا رو بهم یاد داد از کار تیمی گرفته تا استفاده از تجربه های شما … در کل خیلی خوشحالم که باهات آشنا شدم … برکینگ بد و هم دیدم بهترین سریالیه که تا الان دیدم حرف نداره
    موفق و پیروز باشی 😉

    • minotor می‌گه:

      خوشحالم مطلب برات خوندنی بوده :)
      بچه های زاهدان در کل خیلی خفنن. با همین روحیه کارت رو ادامه بده.
      به امید موفقیت های بیشتر

  5. Nomad می‌گه:

    تنها راهى که براى ارتباط باهات وجود داره همین‌جاست؟ اصلن این‌جا رو هم چک مى‌کنى؟ احتمالن سال بعد جواب بدى :))) ولى اگه دیدى جواب بده.

    • minotor می‌گه:

      سلام. فکر میکنم نسبتا سریع تر دیدم :))
      نه بابا توی سوشال ها هم فعال هستم.با ایدی MohseniMH
      اینجا رو سعی می کنم از این به بعد سریع تر چک کنم :)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Powered by themekiller.com anime4online.com animextoon.com apk4phone.com tengag.com moviekillers.com